|
مرغ دل سیر
|
||
|
آبی که برآسود زمینش بخورد زود - دریا شود آن رود که پیوسته روان است |
بنام خدا
بر اساس اطلاعیه صادره از طرف دفتر مرکزی انتخابات آقای مهندس موسوی به جهت عدم صدور مجوز راهپیمایی امروز ساعت ۴ بعد از ظهر ۲۵/۳/۸۸ لغو گردید .
باشد تا راه دیگری برای این اعتراض به حق مدنی بیابیم........!
نقد ها را بود آیا که عیاری گیرند.. ؟ تا هم صومعه داران پی کاری گیرند
حافظ ابناء زمان را غم مسکینان نیست ! زین میان گر بتوان به که کناری گیرند.....
آقای احمدی نژاد ! باامیدوار کردن مخالقین انقلاب به عدم اصلاح پذیری نظام و تأیید نظریات آنان و لزوم بر اندازی با زیر سئوال بردن ۳۰ سال انقلاب و ایراد اتهام فساد به همه ارکان نظام .......
آقای میر حسین موسوی ...با امیدوار کردن همه مردم حتی مخالفین نظام به اصلاح پذیری نظام با متانت و صبر و بردباری و ارائه برنامه مدیریتی ......
واقعاًجواب نوجوانی را که می پرسد آیا آقای احمدی نژاد راست می گوید ؟چه باید داد؟آیا قدرت آنقدر مهم است که همه باورها و اطمینانهای مردم را زیر سئوال ببریم ؟آیا قدرت آنقدر مهم است که بخاطر رسیدن به آن و یا ماندن در آن دروغ بگوییم ؟تهمت بزنیم ؟آمار غیر واقعی بدهیم؟
اگر قدرت برای خدمت است قطعاًاین رفتارها نمی تواند توجیهی داشته باشندو شایسته یک رئیس جمهور نخواهد بود .و اگر برای کسب مقام و مال و منزلت است شایسته مردم ایران نیست که به چنین شخصی رأی بدهند.
پس بیاندیشم که با رأی خود سکان کشتی به گل نشسته کشور را دست چه کسی خواهیم سپرد؟
اکنون در همه دنیا اصلاحات به تدریج پیش می آیند و دیگر زمان دگرگونیها در دنیا سپری شده است پس به خاطر اصلاح امور چاره ای جز شرکت در انتخابات نداریم........
۲۲ خرداد با حضور پای صندوق رأی و انتخاب رئیس جمهوری شایسته پایانی به تمامی دروغها ،فریبها، مرز بندی بین انسانها ،سوء مدیریتها ،بی کفایت ها ، ایجاد فضای امنیتی در کشور،محدودیت آزادیهای قانونی و ازبین رفتن عزت و کرامت هم وطنان در داخل و خارج کشور بکشیم ........
مروری برمیثاق مردم با نظام حاکم بر ایران
نهال انقلاب مردم ایران که از صد سال پیش کاشته شده بود، با مبارزه ای مستمر وخستگی ناپذیر ،و آبیاری آن با خون عزیزترین جوانان وطن ، با تقدیم بیش از شصت هزار شهید و صد هزار زخمی و معلول ،و بر جا نهادن میلیاردها ریال خسارت مالی، در میان فریادهای « استقلال» ،« آزادی » ، « جمهوری اسلامی » در 22 بهمن 1357 سر از خاک بیرون آورد.
و مردم با اصرار امام امت ،پیر جماران ، با رای قاطع خود نیز بر این مطالبات تاریخی صحه گذاشتند .
هر چند تجاوز استعمارگران و سلطه جویان و دشمنان تاریخی ملت ایران که حسرت عظمت تاریخ و تمدن ایران ،کینه این مردم را در دل آنان پرورانده بود، امان نداد که این ملت سرفراز با آرامش و فراغ بال بتوانند راههای رسیدن به این مطالبات تاریخی را تدوین کند .اما در هر حال این مطالبات همواره در چشم انداز ملت جای گرفته است و بر اجرای آن اصرار داشته و دارد.
این مطالبات همان سه شعار عمده مردم درآن سالها است : « استقلال» ،« آزادی » ، « جمهوری اسلامی » و میثاق مردم ایران با حاکمان تازه به قدرت رسیده نیز در همین مصادیق خلاصه میشد . مردم برای این سکان را به دست مدیران نظام سپرده بودند و می سپارند که آن شعارهای صد ساله تحقق یابد و لاغیر......
مردم ایران بسیار صبور و همراهند. تحمل می کنند ،بزرگوارند ،قدر خدمت را می دانند ،از خادمین خود قدردانی می کنند، مشارکت می کنند ، همراه می شوند ،اما از مطالبات خود دست بر نمی دارند.
مردم برای این عزیزترین عزیزانشان را تقدیم نهال انقلاب نکرده بودند، که فریب بشنوند ،که ریا تمرین کنند ،که منت بکشند، که حرمتشان صدمه ببیند ،که نگران باشند ،که حریمشان شکسته شود و............
خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري
رسیدن به این چشم انداز ،ابزار می خواهد .ابزار آن در قانون اساسی تدوین شده در سال 1358 پیش بینی شد و مردم با رای خود آنرا پذیرفتند.
1- استقلال
برای رسیدن به استقلال باید توسعه اقتصادی داشت .خداوند نعمتی در دل ایران زمین به امانت گذاشته که اگر بهینه بهره برداری شود، رسیدن به توسعه اقتصادی شعار نخواهد بود . برای بهره برداری بهینه باید از توان منابع انسانی بهره جست. این توان فقط در بازوان ایرانیان نهفته نیست، بلکه مهمتر از آن در افکار و اندیشه ها و آموخته های آنان جای گرفته است .وقتی سیل مطالبات تاریخی و دلتنگیهای انباشته شده بنیانهای ساختاری را (هر چند ناکارآمد و فاسد )خراب کرده، باید با کمک علم و عالمین ، بنیانی بهتر جایگزین گردد .این نمیشود مگر با فراهم نمودن زمینه مشارکت همه توانهای اقتصادی ،علمی ،فرهنگی ،اجتماعی . این مهم اتفاق نمی افتد مگر با تشکیل شوراهای تخصصی ،احترام به سرمایه ،کاهش زمینه رانت اطلاعاتی و اقتصادی ،برقراری عدالت در توزیع ثروت و امکانات .
و در نهایت اینکه مدیران بدانند و ایمان داشته باشند که این قدرت در دست آنان امانتی است که خداوند به ایشان سپرده تا از آن برای فراهم نمودن لوازم تحقق، مطالبات مردم ،همه مردم ،همه مردمی که در این سرزمین ساکنند و متعلق به این سرزمین اند، فراهم کنند.
یکی از موارد مهم برای تحقق این امر، تأمین شرایط و امکانات کار برای همه ،انتخاب آزاد شغل ،استفاده از علوم و فنون ،فراهم نمودن زمینه تربیت نیروی ماهر ،افزایش تولیدات کشاورزی و صنعتی وحمایت از آن، احترام به سرمایه و کار مردم ،ارزش نهادن به تخصصهای مختلف ، رونق کسب و کار و بازرگانی ،و.....نیاز است که همه در قانونی که مردم به آن رای دادند تکلیفگردیده است .
یکی دیگر از ابزار رسیدن به استقلال تأمین رفاه اجتماعی است .داشتن مسکن مناسب ،تغذیه سالم ،بهداشت همگانی، آرامش روانی ،نشاط و شادابی ،تحصیل و آموزش ،تفریح مناسب ،تأمین اجتماعی ، و .....از ابزار رسیدن به رفاه اجتماعی است ،که وظیفه دولت مردان فراهم نمودن آن است .
2 - آزادی
خداوند انسان را بر سرنوشت خویش حاکم ساخته است و هیچ کس نمی تواند و حق ندارد این آزادی را از او دریغ کند. آزادیهایی مردم ایران بر اساس مواد قانون اساسی تعریف شده اند.
مردم باید از آزادی اندیشه ، آزادی بیان ،آزادی بعد از بیان ،و آزادی عمل در چهار چوب قانون بر خوردار باشند . نمی توان برای حفظ امینت آزادی مردم را محدود کرد، همچنانکه برای تأمین آزادی نیز نمی توان امنیت مردم و کشور را به خطر انداخت .اما همه این اصول تعریف دارند. نمی شود به بهانه حفظ امنیت آنچنان در زندگی مردم سرک کشید ،که حتی خورد و خوراک مردم ،آنچه را که می بینند ، آنچه را که می خوانند ،آنچه را که می پوشتند ، آنچه را که می پسندد ،آنچه را که انتخاب می کنند ، هم حاکمان تعیین کنند .مردم به پای درخت آزادی خونها ریخته اند، و هرگز اجازه نمی دهند این خونها هدر روند.
3 - جمهوری اسلامی
مردم مسلمان ایران برای مدیریت کشور خود روش جمهوری را برگزیدند .برای رسیدن به جمهوری باید ارکان مدیریت جامعه انتخابی باشند .از رهبر کشور گرفته که بالاترین مدیر تصمیم گیر جامه در قانون است ، تا ریاست قوه مجریه و نمایندگان ملی و محلی بر اساس قانون ، مستقیم و غیر مستقیم توسط مردم باید انتخاب شوند .
انتخاب مردم باید با شناخت و از روی آگاهی باشد .این شناخت با ایجاد تشکل ،دسترسی آسان و آزاد به اطلاعات،تشکیل نهادهای مدنی و احزاب ،تشکیل اجتماعات آزاد و امانت داری مسئولین در صیانت از انتخاب آنان محقق میشود.
در این سالها یی که از عمر انقلاب گذشته مسئولین و مدیران و حاکمان کم و بیش در این راستا گامهایی را برداشته اند، هر چند هنوز تا رسیدن به آن مطالبات راه طولانی در پیش است.
اما در سالهای اخیر روند مدیریت کشور شایسته این ملت نبوده است . رفته رفته مطالبات تاریخی مردم را کم رنگ شده اند .بیکاری بالا ی17 % ،تورم بالای 25% ،محدودیت آزادی بیان حتی در میان نخبگان ،اساتید ،دانشجویان ،اقتصاددانان ،تعطیلی روز افزون مطبوعات، پرداخت دیر هنگام حقوق و مطالبات کارکنان و بازنشستگان ،واردات بی رویه کالا های مصرفی ،نابودی کشاورزی با واردات پرتغال اسراییلی و سیب شیلی و انگور مالزی ، تعطیلی کارخانجات بزرگ به بهای ایجاد بنگاههای زود بازده ، تعطیلی مجامع تخصص ،بالاخص سازمان مدیریت و برنامه ریزی( که یکی از مهمترین ساختارهای کارشناسی کشور بود )،تعطیلی تمامی شوراهای تخصصی و تصمیم سازی ،گرانی اغلب نیازهای اساسی مردم از قبیل مسکنفبهداشت ، درمان، خوراک ، آموزش و...،ممیزی وسواسی کتابها و فیلمها و هنر و موسیقی، تنزل منزلت ایرانیان در مجامع بین المللی با انتخاب دوستانی ناشناس و کم اهمیت و از دست دادن دوستی دول تأثیر گذار و سخنرانیهای محرک و غیر ضروری ،اجازه دان به متعرضین به تمامیت ارضی کشور تا جاییکه حتی تحمل نام خلیج فارس راهم نمی کنند ،پذیرفتن حضور در مجامعی که نام خلیج عربی بر پوستر آن حک شده و بالاترین توهین ها به نماینده ملت سرافراز ایران می شود،به یغما رفتن میراث گرانبهای تاریخی و سکوت معنا دار مسئولین ،رونق بیش از پیش فرهنگ ریا ، سفله پروری ، مصرف گرایی ، دروغ گویی ،رشوه و رانت خواری ،و....و.....و...... حق این ملت بزرگ نیست.
و اکنون لازم است که بار دیگر ما مردم همیشه در صحنه، با اعتقاد به ضرورتتغییر ،بررسی سوابق مدیریتی و عملکرد کاندیداهای دیگر ،دقت در برنامه های ارائه شده توسط آنان و یادآوری مفاد میثاق خود با حاکمان در 1357 ،پای صندوق رای حاضر شویم و با رای قاطع خود ثابت کنیم که این شرایط مطلوب ما نیست. و ما می توانیم روند مدیریت کشور را به مسیر درست و علمی و اصولی و مردمی هدایت کنیم.
باشد تا با بهبود شرایط مدیریتی کشور ،چشم انداز تحقق مطالبات تاریخی خود را بیش از این دور نبریم .چون شرایط کنونی جهان برای مردم راهی جز انجام اصلاحات در امور باقی نمی گذارد.
پس وعده ما 22 خرداد ،در صف های طولانی مقابل حوزه های رأی گیری برای انتخاب مدیری توانمند که در 8 سال دفاع مقدس در شرایط بحرانی نگذاشت ما درد نداری را حس کنیم ، و با ایجاد اطمینان و اعتماد به نفس در مردم و آرامش خاطر رزمندگان از اوضاع خانه و فرزندانشان موجبات پیروزی حق بر باطل و عقب نشینی دشمن از مرزهای ایران عزیز را فراهم نمود. و امروز آمده تا باز در شرایطی بحرانی این آرامش و امید و اطمینان را به مردم ایران ،جوانان و زنان و مردان غیرتمند این دیار برگرداند.
این مدیر کسی نخواهد بود جز مهندس میر حسین موسوی ،وزیر دوران امام ،و مدیر شرایط بحرانی .
22 خرداد سکان کشتی رنجور ایران، را در دریای پرتلاطم جهان به او می سپاریم. اما با حق تحفظ مطالبات تاریخی خود « استقلال» ،« آزادی » ، « جمهوری اسلامی »
تا چهار سال دیگر در زنگ حساب ایشان جهت تداوم این مفارقت و یا...... تصمیم بگیریم.
با نام و یاد خدای مهربان
ایران منتظر آذربایجان است و آذربایجان در انتظار میرحسین

تبلیغات انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی وارد حساس ترین و پرشور ترین مرحله خود شده است.بعد از پخش اولین سخنرانی تاثیر گذار میرحسین از سیما ، آذربایجان این هفته فرزند خود را در آغوش خواهد کشید و با خلق حماسه ای با شکوه بار دیگر تاثیر گذاری بی بدیل خود را در تحولات سیاسی کشور نشان خواهد داد.
همه چه به زبان بیاورند و چه نیاورند چشم به آذربایجان دوخته اند.چند روز پیش زنجانی ها سنگ تمام گذاشتند و اکنون ایران منتظر آذربایجان است و آذربایجان در انتظار میرحسین. سفر مهندس موسوی به آذربایجان روز دوشنبه از آذربایجان شرقی شروع و پس از آذربایجان غربی با اردبیل به پایان خواهد رسید.
برنامه های سفر مهندس موسوی به آذربایجان غربی :
سه شنبه ۵ خرداد:
ورود به ارومیه: ساعت ۱۸ / جاده شهید کلانتری
زیارت مزار شهدا / باغ رضوان
سخنرانی در جمع مردم: ساعت 19 / ورزشگاه ۶۰۰۰ نفری غدیر ارومیه(خیابان ورزش)
چهارشنبه ۶ خرداد:
دیدار و سخنرانی در جمع نخبگان استان: ساعت ۳۰/۸ صبح / تالار شمس مجتمع فرهنگی و هنری
سخرانی و دیدار با مردم شهرهای جنوب استان در مهاباد
دیدار با دانشجویان و سخنرانی در همایش بزرگ دانشجویی با حضور دانشجویان دانشگاههای مرکز استان در محل تالار شهید چمران دانشگاه ارومیه (نازلو)/ ساعت 30/
نشست خانم دکتر زهرا رهنورد با دختران جوان /روز چهارشنبه ۶/۳/۸۸ ساعت ۳۰/۱۰ ستاد انتخاباتی مهندس موسوی /خیابان مدنی
بسمه تعالی
قل اعوذ برب الناس.......
خدایا به تو پناه می بریم...... از کسانی که به خاطر چند روز بیشتر در قدرت بودن ،دین ،ایمان ،اعتماد ،علاقه ،توان و انگیزه علاقمندان به انقلاب ، مردم ،امام،ایران ،توسعه و پیشرفت کشور را هدف شمشیر بد نهاد خود قرار داده اند و آنقدر قضاوت تاریخ و مردم برایشان بی اهمیت است که حتی به احکام قبلی خود هم نگاهی نمی کنند .
با تمام علاقه و انگیزه و توانی که داشتم ، به درخواست همشهریان نجیبم برای حضور در صحنه رقابتی سالم ،جهت عضویت در مجلس قانون گذاری کشور پاسخ مثبت داده و در انتخابات میاندوره ای مجلس شرکت نمودم .هیت اجرایی و نظارت شهرستان با توجه به پرونده اخذ شده از مراجع قانونی صلاحیت بنده را برای حضور در این رقابت تأیید کردند.
بر اساس قانون انتخابات، هیت نظارت مرکزی باید به اعتراضات افراد رد صلاحیت شده رسیدگی و نظر خود را اعلام نمایند. اما باز هیت نظارت مرکزی و شورای نگهبان، با تکیه بر تفسیر نظارت استصوابی غیر دمکراتیک خود ، صلاحیت بنده را بدون هیچ دلیل و مدرک قانونی و به صرف اعتقاد به اصلاح طلبی رد کردند و آنقدر دقت هم نداشتند که دلایل قبلی را در نامه نگاری فله ای خود بگنجانند.
به فرموده حضرت حافظ :
روندگان طریقت ،ره بلا سپرند
رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز
غم حبیب نهان ،به ، ز گفتگوی رقیب
که نیست سینه ارباب کینه ، محرم راز
اکنون شکایتی از این بی عدالتی نخواهم کرد و ایمان دارم که درمحکمه عدل الهی همه به سزای اعمال و نیات و رفتار خواهد رسید.
و هیچگاه از خدمت به مردم و ایران و انقلاب نه دلسرد خواهم شد و نه پشیمان .....و روز به روز هم در ایمان و اعتقاد و پشتکار خود مصمم تر خواهم بود
واما تو :
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی ، تغییر کن قضا را
وعده ما 22 خرداد با ساخت 2 تا دوم خرداد
علم با عشق مکمل می شود....
هر که عاشق شد معلم می شود!
۱۲ اردیبهشت
روز معلم
بر همه معلمان زحمتکش و عاشق آینده سازان ایران
مبارک باد
سخنرانی:سرکار خانم محتشمی پور( مشاور وزیر کشور دولت اصلاحات)
زمان :دوشنبه - ۱۴/۲/۸۷ ساعت ۱۶ الی۱۸
محل : خیابان مدنی - بعد از عطایی بطرف سید جواد -طبقه فوقانی بانک رفاه- ستاد مردمی جناب آقای مهندس میر حسین موسوی
گو نماند زمن این نام چه خواهد بودن
اول ماه مه
۱۱ اردبیهشت
روز جهانی کارگر
بر تمامی کارگران زحمتکش ایران
مبارک باد
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
سالروز ولادت دخت گرامی فاطمه (ع ) خانم زینب (ع )
و روز پرستار
بر تمامی دوستارانش و تمامی زحمتکشان عرصه سلامت
« پرستاران عزیز»
مبارک باد

دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی روز دوشنبه افتتاح خواهد شد.
به گزارش سایت خبری هم آوا، دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در آذربایجان غربی طی مراسمی با حضور و سخنرانی مهندس علی عبدالعلی زاده (نماینده اسبق مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی و وزیر مسکن و شهرسازی در دولت اصلاحات) افتتاح خواهد شد.
این مراسم روز دوشنبه مورخه ۳۱/۱/۸۸ ساعت ۱۷ عصر در محل دفتر ارتباطات مردمی مهندس میرحسین موسوی در ارومیه برگزار خواهد شد.
علاقه مندان و حامیان مهندس میر حسین موسوی در استان برای حضور در این مراسم، می توانند به آدرس: خیابان مدنی 2، بعد از خیابان عطایی، نرسیده به سیدجواد، جنب بانک رفاه، مراجعه فرمایند
« انتخابات» فصلی برای « تجدید نظر » ملت ها نسبت به « گذشته و آینده » است.
میر حسین موسوی
راستی چرا باید انتخابات برگزار شود، اگر قرار باشد تغییری حاصل نشود؟
پس اگر حب قدرت و ترس از پس زدن ملت نیست !
لازم است ....
درون نظام،
درانتخاباتی سالم ،
فضایی آزاد ،
با حضور رقبایی توانمند ،
در شرایطی برابر ؟
انتخاب را به ملت سپرد .
و نتیجه هر چه بود ....
هر چه بود........
و هر چه بود
خدا را شکر کرد که هنوز ملت از نظام ناامید نشده اند و دنبال امیدی تازه نمی گردند.
چون این ملت هر آنچه را اراده کنند بالاخره می توانند..........
در شرایطی نابرابر ،نابرابر از نظر امکانات رسانه ای ،نابرابر از نظر امکانات اقتصادی ،نابرابر از نظر نگاه دولت ،نابرابر از نظر امکان نظارت ،مهندس میر حسین موسوی آمد و خاتمی با بزرگواری و نهایت ارادت به ملت و آرمانهای انقلاب کنار رفت و صحنه را به ایشان سپرد و خود اسطوره شد.
بنام دوست
زکوی یار می آید، نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی ،چراغ دل برافروزی
..... حول حالنا الی احسن الحال
در آغازین فصل زیبای الهی،فرارسیدن نوروز ، داستان زیبای طبیعت،
بر شما تهنیت باد
در سفره « هفت سین» امسال
جایی هم برای « سید» بگذار...
« او» با« بهار» می آید ...
تا « خاتمی» بر« زمستان» ایران باشد.
دست وپایش را گم کرد
خودش را گم کرد
راهش را گم کرد
رفیقش را گم کرد
خائن را گم کرد
و انچه را گم کرده بود
هیچوقت پیدا نکرد.....؟یوسف ،به این رها شدن از چاه دل مبند!
شاید ،این بار می برند که زندانیت کنند؟
آب طلب نکرده ،همیـشه مـراد نیست !
گاهی، بهانه ای است که قربانیت کنند......
فردا که، بهار آید، آزاد و رها هستیم ....
نه ظلم و نه زنجیری ، در اوج خدا هستیم....
سی سال پیش وقتی این سرود خوانده می شد احساس غروری وصف ناپذیر به هر شنونده ایرانی دست می داد :
« این ماییم که چنین کردیم .....»
هر سال در سالروز انقلاب مجدداً این سرود پخش می شود . اما نه چنان احساسی را تداعی می کند ، نه می تواند برای تردیدها روزنه ای بگشاید ، ونه حتی آن احساس را به فرزندان و جوانان نسل حاضر شرح دهد .
چرا ؟...........................................................
انقلاب را فردی رهبری کرد که دقیقاً خواستهای تاریخی این ملت را درک کرده بود و خواستگاه ملت را هم می شناخت، می دانست این مردم مسلمانند و هر تغییری باید با توجه به این فرهنگ انجام گیرد، می دانست این شعارهای دینی است که زبان مشترک توده مردم است و می تواند همه را وارد صحنه کند. می دانست خواست 100 ساله این ملت استقلال و آزادی است و برای رسیدن به این استقلال و آزادی روشی غیر از جمهوری اسلامی جواب نمی دهد .
انقلاب چکیده روش خود را در قانون اساسی چمع کرد. قانونی که بری از نقص نیست ،اما ظرفیتهای بسیاری برای رسیدن مردم به خواستهای تاریخی خود را در درون دارد. قانونی که امنیت و آزادی در آن در کنار هم تعریف شده و گفته شده: هیچ کسی به نام امنیت نمی تواند آزادی را سلب کند. و به نام آزادی نمی شود امنیت مردم را به خطر انداخت. و این یعنی تو آزادی، عقیده ات را بیان کنی اما نمی توانی با بیان آن ، امنیت آزادی بیان عقیده دیگران را به خطر بیندازی. تو آزادی بر اساس عقیده ات زندگی کنی، اما نمی توانی بخاطر آن ،زندگی دیگران را به خطر بیندازی. تو آزادی بر اساس عقیده و نیازت در چهار چوب قانون گروه و حزب تشکیل دهی اما نمی توانی بخاطر بی رقیب بودن حزب و گروهت امنیت عضویت دیگران را به خطر بیندازی.
تو نمیتوانی به بهانه حفظ امنیت برای مشارکت همه افراد معتقد به قانون اساسی ، در عرصه مدیریت کشور مانع ایجاد کنی . تو حق نداری به بهانه امنیت آزادی تجمعات مسالمت آمیز گروها ،احزاب، دانشجویان را مخدوش کنی.
تو حق نداری به بهانه برقرای امنیت بهره مندی مردم را از تجارب مدیریتهای کار آمد محروم کنی . تو حق نداری به بهانه دفاع از امنیت اقتصادی مزاحم تولید ثروت و افزایش توان فعالین اقتصادی شوی و...............
امام هم بعد از خود وصیت نامه ای جامع و ارزشمند به یادگار گذاشت .که متأسفانه امروز زینت المجالس سخنرانیها ،و واحد درسی توان فرسا برای دانشجویان شده است. زمانی دانشجو
می خواند هیچ نظامی حق ندارد در سیاسیت دخالت کند چون متعلق به همه مردم و کشور است .و می بیند.................؟
امروز هم سالروز انقلاب است سالروز سی مین سال انقلاب،نسل انقلاب کرده ،دو نسل دیگر را با چشمانی منتظر، زبانی پرسشگر وگوشهایی طالب پاسخ در مقابل خود دارد و نمی داند این سرود را چگونه معنی کند ؟.....................
راستی چرا ما در نفی و نخواستن چیزی خیلی زود دور هم جمع می شویم و همه منیت ها را کنار می گذاریم. اما آنگاه که باید برای خواستها برنامه ریزی کنیم، اولویت بندی کنیم ، تقسیم وظیفه کنیم، خود را همه می بیبینیم و آنقدر ریاست ،شهرت ، ثروت، قدرت چشمانمان را می بندد که ،عهد و پیمان را فراموش می کنیم تا جاییکه، ریاست ،شهرت، قدرت ،ثروت هم به خطر بیفتد؟
راستی چرا ؟ ..........................
صدای ضجه زنهای کودک مرده می آید
یقین در خاک و خون افتاده مروارید و گوهر ها
میان نعره دیوان و هل من ناصر ، مظلوم
نمی دانم...! چرا خوابند یوسف را ،برادرها.........؟
نبردی نابرابر ، مشت با شمشیرهایی تیز
در این دنیای نامردی و این از پشت خنجرها....
فضای کور دنیا ، غزه را ویرانه می خواهد
فلسطین هست، ما هستیم و سنگرها و سنگرها
همان روزی که ملت ها به پا خیزند ،نزدیک است
به آتش می کشند آنروز بنیاد ستمگرها.......
سکوت مرگبار حاکمان ظلم می میرد.....
شبی ویران شود کاخ ستمکاران و کافرها
تا ز میخانه دمی ،نام و نشان خواهد بود سر ما ، خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه پیر مغان ،از ازلم در گوش است بر همانیم، که بودبم و همان خواهیم بود
زینب (ع ) تداوم بخش حیات کربلا و پیام رسان روح رسالت سیدالشهدا بود.رسالتی که آن امام همام با لبان تشنه ،و عطش وصال دوست چنین عنوان کرد : « من برای اصلاح امت جدم قیام کرده ام.» امتی که برای مقام ،قدرت ،پول ،امنیت و لذایذ زود گذر دنیا ،معنویت ،حقانیت حقیقت و رسالت را فدا کرد.
سر نی در نینوا می ماند، اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند ،اگر زینب نبود...
مظلومیت حسین و مظلومیت مضاعف زینب چقدر دردناک است و چقدر غمناک .......
خرگاه تو می سوخت در اندیشه تاریخ هر بار که آتش زده شد بیشه شیران
خداوند ما را در تداوم این رسالت مستدام بدارد.
........اما زینب ها در زمانه ما بسیارند.غریب زنان آزاده ، جسور ، مردمی ،دردمند ،دردآشنا ،مدیر ، مدبر و مصلحی که حتی در درون خانه خود نیز غریبند.....!
خدا بیامرزد دوست غریبم نیره را. شیر زنی که با تمامی مشکلات و دردها و رنجها تا آخرین روز ،پای عهد و پیمانش با مردم ایستاد.
مجلس یاد بودی که دوستان همفکرش با صداقت برایش بر پا کرده بودند بسیار معنوی و زیبا بود .اما جای خیلی ها در این مجلس خالی بود بخصوص جای خانواده داغدارش ......من نمی خواهم راجع به دلیلش بحثی داشته باشم ،زیرا هر کسی خود مسئول رفتار و افکارش است و هیچ کس نمی تواند مدعی باشد .
اما جایشان خالی بود و دلم گرفت از مظلومیت این بانوی ارزشمند شهرمان که تا زنده بود اجازه نداد مصادره اش کنند ، اما وقتی دستش از دنیا کوتاه شد راحت اجازه دادند مصادره اش کنند ....!حیف
روحش شاد و یادش همواره گرامی باد
9 روز از مرگ دوست عزیزم مرحومه سرکار خانم نیره چناقلو می گذرد .زمانی که من عضو شورا بودم خیلی زیاد باهم ارتباط داشتیم .در سال چند بار در مجتمع مهر مهمان او و بچه هایش می شدم .اما زمانی که ایشان عضو شورا بودند بخاطر برخی مسائل قرار گذاشته بودیم کمتر همدیگر راببینیم. ولی هیچگاه از احوال هم غافل نبودیم .برای همینّ هم باور این جدایی برایم سخت است . و اصلاً شوق نوشتن در این مورد را نداشتم .
اما به وب لاک دوستان که سر زدم دیدم همه مطلبی برای ایشان و یا بخاطر ایشان نوشتند برای همین اینو می نویسم:
در دومین دوره شورای اسلامی شهر ارومیه ،با تجربه های تلخ و شیرینی که از دوران عضویتم در اولین شورای شهرمان داشتم، به ستاد انتخاباتی دوست خوبم مرحومه سرکار خانم چناقلو رفتم .ستاد کاملاً حال و هوای بهزیستی داشت . خانواده بهزیستی( البته اشتباه نشود کارکنان دولتی را نمی گویم )، مددجویانی که خانم چناقلو برایشان مادر، خواهر و سرپرست بود ستاد را پر کرده بودند .گوشه ای چند نفر با اشاره حرف می زدند، روشندلی شعر می خواند. جوان معلولی با شوق و ذوق منتظر بود لحظه پیروزی را ببیند...........
احساس کردم در واقع خانم چناقلو نماینده محرومان خواهد بود در شورا .خیلی خوشحال شدم. چون می دانستم متنعمان، زیاد نماینده در شورا خواهند داشت....!
ما خیلی کارها و برنامه های مشترک باهم داشتیم و اجرا کردیم .هر چند باز طبق قرار نام ایشان کمتر برده میشد.
اما اینجا می خواهم به عنوان یک پزشک، مطلبی را که مثل خوره روحم را عذاب می دهد بیان کنم .هر چند اصلاًراضی نیستم خانواده دوست عزیزم بالاخص دختران صبور و خوب ایشان دچار دغدغده شوند . زیرا که همه در نوبت ایم و هرکدام دیر یا زود به دلیلی سفر خواهیم کرد............
اما به عنوان پزشکی که حقیقتاً معتقدم که سلامتی فقط سلامتی جسم نیست ،و اینکه انسان سالم کسی است که از نظر جسمی و روحی و اجتماعی سالم باشد واینکه همه این فاکتورها بشدت از هم تأثیر پذیرند،برای عبرت تاریخ و تاریخ سازان ناچارم مطلبی را عنوان کنم .تا اینقدر مسائل مادی و دنیوی (البته نه فقط مالی ) چشم ما را کور نکند که سلامت دیگران را به خاطر قدرت ،منافع گروهی و جناحی به خطر بیندازیم. چون این خطر قطعاً گریبان خودمان را هم خواهد گرفت .چرا که این را دین مان ، فرهنگ مان ،عقل مان و علم مان به ما یاد آور شده است ... .!
یکی از پیش زمینه های بروز بیماریهای بدخیم استرس است و چه استرسی بالاتر از اینکه با مدیری توانمند ،دلسوز ،آگاه و مدبر با این بی حرمتی برخورد شود که از پشت میز مدیریت مجتمعی بزرگ به اتاقی در کنار ....تبعید شود؟ و هیچ کاری هم بهش سپرده نشود؟
البته این رفتار در جهان سوم بعید نیست و ممکن است گریبان خیلی ها را بگیرد ! ولی تحمل همه انسانها باهم برابر نیست، و آنان که روح لطیف تری دارند بیشتر انتظار رفتار لطیف تر دارند و تحمل چنین رفتار خشنی برایشان خیلی سخت است.
من نمی دانم این نوشته من چقدر بعضی ها را ممکن است به فکر وادارد؟ هرچند که راضی نیستم حتی باعث آزار چنین افرادی هم بشوم .........
اما در هر حال باید بدانینم که خدایی هست که شاهد و ناظر همه اعمال و رفتار و نیت ماست و هرچند بسار بخشنده است ،اما خیلی راحت از حق الناس نخواهد گذشت........
گوییا باور نمی دارند روز داوری کاین همه قلب و دخل در کار داور می کنند
با نام و یاد خدای مهربان
اصلاح طلبان آذربایجان غربی برای بزرگداشت یاد و خاطره مرحومه خانم نیره چناقلو عضو اصلاح طلب شورای اسلامی شهر ارومیه مجلس یادبودی برگزار خواهند کرد.در مقدمه اطلاعیه ای که به این منظور صادر شده آمده است:
"روزهای سخت و جانسوزی از آسمانی شدن بانوی مهر و فداکاری گذشت.مومنه بزرگواری که تواضع ، مهربانی و دلجویی را از هیچ کس دریغ نمی کرد.او به حق مادر یتیمان ، چشم نابینایان و عصای دردمندان بود.گرچه برایمان سخت و ناباورانه است ، اما چاره ای جز بردباری و تسلیم در برابر رضای حق نیست."
این مراسم روز دوشنبه مورخ ۱۶/۱۰/۸۷ و از ساعت ۳ الی ۵ در مسجد قبا واقع در خیابان شهید بهشتی(دانشکده) ارومیه برگزار خواهد شد.
بنیاد باران شعبه آذربایجان غربی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه آذربایجان غربی ، حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه آذربایجان غربی ، حزب کارگزاران سازندگی آذربایجان غربی ، حزب اعتماد ملی آذربایجان غربی ، حزب مردم سالاری آذربایجان غربی ، انجمن اسلامی معلمان آذربایجان غربی ، جمعیت ایران امروز ، موسسه فرهنگی سپهر ، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست و انجمن شریف از جمله برگزارکنندگان این مراسم هستند که به همراه سید محمود میرلوحی و جمشید انصاری(استانداران سابق آذربایجان غربی) و خانواده های تقی پور و چناقلو ، عموم مردم و دوستداران آن مرحومه را برای شرکت در این مجلس و طلب مغفرت و آمرزش برای روح آن مرحومه دعوت کرده اند.
كفتار ، كركس ، جغد
غزه!
دخترك معصوم.
سیهچشم ، میان باریك ، گندمگون!
با رقه شرقی نگاهت ، در واپسین درنگ انتظار ،
میلاد «كلمه» را نوید میداد
و لبان بیرنگ «مریم باكره» را جلا میبخشید!
قهقهه جاری در پسكوچههای ناصره و نابلس ،
پژواك سرمستی كودكان تو بود ،
به پیشواز «مسیح»!
اما رمز این حصار وحشی سنگها را ،
آیا كسی هست – حتما باید باشد – كه بداند؟!
پس چرا ناگهان ، زهدان سترون تاجران ننگ ، تراوید؟!
«دروازهها» باز شد ، برای عبور «آذوقههای مرگ»!
سفره بگشایید!
به هركس سهمی خواهد رسید ، درخور و شایسته:
یك «بمب خوشگل و مامانی» برای تو!
به پاس هدیه تولد مسیح.
یك «جام خون» برای دروازهبان!
به پاس گشودن راه عبور.
یك «آروغ بزرگ» برای هرچه كنفرانس ، شورای امنیت ، سازمان ملل!
یك «ناز شست» برای عمو سام!
كه چه شرمنده میكند ، هر بار در ضیافت صلح!
پس ، سهم ما؟!
یك «پاكت پروپیمان» ، انواع خاكساری و منتپذیری و دعا!
به پاس این همه آیین مرثیه، غوغای تعزیه فریاد انتقام!
آیا كسی از قلم افتاد؟
سری بیكلاه ماند؟
آری ، وامانده «صلح»!
بازنده هماره بازار «جنگ» و «ننگ».
غزه!
دخترك معصوم!
آیا «عطای» این سفره را به «لقایش» خواهی بخشید؟
این «سفره» نیست كه:
كفتار میدرد ؛
كركس لاشه میبرد ،
جغد ناله و فغان سر میدهد!
و «تو»؟
بسمه تعالی
هیـچـم نمـاند در همـه عالم باتـفاق الا سری که در قـدم یـار می کنم
آنها که خوانده ام ، همه از یاد من برفت الا حدیث دوست که تکرار می کنم
خواهر گرامی سرکار خانم نیره چناقلو
نماینده محبوب و فقید مردم ارومیه
مردم قدر شناس شهرمان هیچگاه زحمات ارزشمند شما را از یاد نخواهند برد
هر چند تقدیر الهی تو را خیلی زود از ما گرفت ( که راضیم به رضای او )
اما نه دوستانت و نه علی کوچلویمان که تورا مادر خطاب می کرد
محبتهای ترا فراموش نخواهد کرد
درگذشت این بانوی زحمتکش و مهربان را به بازماندگان داغدار و همه
مردم شریف ارومیه و همکارانش در شورای شهر تسلیت می گویم
دکتر فریبا بشیری
دانی که چنک و عود چه تقریر می کنند ؟ پنهان خورید باده ، که تعزیـر می کنند!
نامـوس عشق و رونـق عشاق می برنـد عیـب جـوان و سـرزنش پـیر می کنند!
جز قلب تیـره هـیچ نشد حـاصل و هنوز بـاطل در این خیال کـه اکـسیر میکنند!
گـویند رمـز عـشق مـگویید و مشنویـد مشکل حکایتی است که تقریر می کنند!
ما از بـرون در شده مـغرور صـد فریـب ! تا خـود درون پـرده چه تدبیر می کنند؟
تشویـش وقـت پـیر مغان می دهنـد باز این سالـگان نگر که چه با پیر می کنند؟
صد ملک دل، به نیم نـظر می توان خرید خـوبان در این معامـله تقصـیر می کنند
قـومی به جـد وجهد نهادند وصل دوست قومی دگـر حـواله به تقـدیـر می کنند!
فی الجملـه اعتمـاد مکـن بر ثـبات دهـر این کارخـانه ایست که تغییر می کنند!
می خور ،که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیـک بنگـری همـه تـزویـر می کنند
غیبتم خیلی طولانی شده تا جاییکه یکی از دوستان مشوق نگران سلامتیم شده !
هنوز زنده ام ...........اما..................
وقتی شروع می کنم به نوشتن ،در باز خوانی مجدد مرتب سر و ته نوشته را می چینم که مبدا به قبای کسی بر خورد که حوصله جواب دهی ندارم ! لذا پشیمان می شوم .
علاقه ای هم به کپی نوشته های دیگران ندارم.
اما نگفتن رمز عشق در قاموس ما نیست .امیدوارم باز بتوانم دل مشغولیها را به وب نوشته ها بسپارم.........
سخن حافظ برای خاتمی در شب عید غدیر سال 87 در حضور چلچراغیان
زدر درای و شبستان ما منور کن هوای مجلس روحانیان منور کن
اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز پیاله ای بدهش گو دماغ را تر کن
به چشم و ابروی جانان سپرده ام دل و جان بیا بیا تماشای طاق و منظر کن
ستاره شب هجران نمی فشاند نور به بام قصر برای و چراغ مه بر کن
بگو بخازن جنت که خاک این مجلس به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن
ازین مزوجه و خرقه نیک، در تنگم بیک کرشمه صوفی وش قلندر کن
چو شاهدان چمن زیر دست حسن تواند کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن
فضول نفس حکایت بسی کند ساقی تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن
حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال بیا و خرگه خورشید را منور کن
طمع به قند وصال تو حد ما نبود حوالتم به لب لعل همچو شکر کن
لب پیاله ببوس وانگهی به مستان ده بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن
پس از ملازمت عیش و عشق مهرویان زکارها که کنی شعر حافظ از بر کن
سئوال:
چرا درس خواندن بدبختی تعریف می شود؟
چرا دانستن گناه شمرده میشود؟
چرا دختر بودن جرم محسوب می شود ؟
چرا مسئولین این همه فارغ از امورات
می شوند ؟
چرا در نماز جمعه راجع به نحوه
خواستگاری مردم هم دستور صادر می شود؟
و چرا مردم عاجز ازتشخیص خیر خود
،پنداشته می شوند؟
جواب :
این جماعت از اولش هم سر همراهی با امام در موضوعاتی
مانند حضور اجتماعی و سیاسی زنان نداشتند. لیکن در آن سال ها مجال بروز منویات
واقعی خود را نیافتند. چرا که امام بارها و بارها نگاه روشن و مترقیانه خود
را در مورد جایگاه زنان در جمهوری اسلامی بیان کردند و همواره مشوق حضور دختران و
بانوان در عرصه های مختلف به خصوص در میدان پیشرفت های تحصیلی و آموزشی
بودند.
اما حالا چندیست زمزمه های دیگری به گوش می رسد که به
کاهش حضور اجتماعی و کمرنگ شدن نقش زنان در عرصه های مختلف اشاره دارد. این سخنان
البته به مراحل عمل نیز نزدیک شده و هر از چندی می بینیم سیاستی در جهت اعمال این
نگاه به تصویب می رسد. از موضوع سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها و ماده 23 و برخی
مواد دیگر قانون حمایت از خانواده که بگذریم، فرمایشات اخیر دبیر شورای نگهبان
شنیدنی است. آقای جنتی در خطبه های نماز جمعه 8 آذر مطالبی ایراد کرده و
گویی از پرسش خانم ها در مورد تحصیلات دانشگاهی آقایانی که به خواستگاری می روند
بهتش زده است.
ایشان لابد انتظار دارد که خانم ها بدون توجه به اهمیت تحصیلات
دانشگاهی برای اشتغال در همه مراکز دولتی و بخش خصوصی و بدون توجه به نقش آموزش
دانشگاهی در نظام مند کردن و به چارچوب درآوردن فکر و رفتار افراد، آن را نادیده
بگیرند. طبیعی است که امروزه تحصیلات دانشگاهی به عنوان یک ارزش مطرح باشد. به طور
قطع تقوی و صداقتی که ایشان در امر ازدواج ملاک قرار می دهد - اگر چه ملاک مهمی
است اما - در ابتدا و ظاهر امر قابل احصا و تشخیص نیست و آن را باید در طول زندگی
و کوران امتحانات یافت. در حالی که میزان تحصیلات می تواند نشانگر نگاه رو به
آینده فرد و تلاش و کوشش برای زندگی بهتر باشد. در این شرایط اگر آموزش ملاک نباشد
لابد باید ثروت و قیافه را ارزش قرار دهیم؟ آقای جنتی که سنی از ایشان گذشته باید
این مسئله را تجربه کرده باشد.
البته از دیدگاه و تفکری که جایگاه خانوادگی و وظایف
مادری و همسری زنان را مقدم بر هویت انسانی و حقوق فردی آنان در کسب آموزش و مهارت
های زندگی می داند انتظاری بیش از این نمی توان داشت. متاسفانه در حالی که از
بزرگترین افتخارات جمهوری اسلامی موضوع پیشرفت زنان در عرصه های آموزش و
تحصیلات عالی بوده و مشوق آن نیز امام راحل و مقام رهبری اینک در خطبه های نماز جمعه
می شنویم از این پیشرفت به عنوان یکی از مشکلات و بدبختی های کشور یاد می شود.
برای من روشن است که آنچه بیان شده نسبتی با آرمان
ها و ارزش های اصیل انقلاب ندارد. شاید هم خطیب نماز جمعه نتوانسته از ادبیات
درستی در بیان مطالب خود در تاکید بر اهمیت ازدواج استفاده کند. به هر حال من به
چنین دیدگاههایی اعتقاد ندارم و به آن پای بند نیستم. نمی دانم چگونه ممکن است از
دل آموزه های دینی که اعتقاد عمیق به کسب علم و آموزش توسط همه آحاد بشر اعم
از زن و مرد در هر کجای دنیا دارد، چنین برداشت هایی شود.
در کمال تاسف این روزها مشاهده می شود که چنین نظراتی
مجال بسیاری برای طرح دارند. یکی دیگرش اینکه مشاور وزیر آموزش و پرورش به کاهش
دوران تحصیلات دختران اشاره می کند. چرا؟ که چه بشود؟! امیدوارم پیشنهاد دهندگان
از افرادی نباشند که خودشان بیشتر از نمره 12 نمی گرفتند و فکر می کنند هیچکس
حوصله درس خواندن ندارد.
این روزها که به مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری
و بانوان نماینده مجلس و شوراهای رسمی مرتبط با موضوع، امیدی نمی رود، همتی
از جامعه زنان باید که به تلاش برای استیفای کرامت و جایگاه زنان و رفع شبهه
از اسلام عزیز و فقه پویای شیعه بپردازند. اگر اقشار مختلف بانوان هشیار نباشند،
دستاوردهای انقلاب که حاصل تلاش و گذشت و کار خود خانم ها بوده از دست می رود و به
راحتی توسط عده ای واپس گرا مصادره می شود
درسته که سرما خوردگی بیشتر در زمستان اتفاق می افتد
،اما دلیل آن فقط سرد شدن هوا نیست. یعنی حضور در سرما نمی تواند به تنهایی باعث
سرماخوردگی شود ، بلکه این تغییر شرایط
درونی و بیرونی بدن است که می تواند ویروس
را در بدن ما فعال کرده و علائم سرماخوردگی را ایجاد کند .
سرما خوردگی یکی از بدترین بیماریهاست.چرا؟.........چون
نه آنقدر بیماری ، که بستری شوی و نه آنقدر سالمی ،که زندگی عادی را ادامه دهی .در
واقع این بیماری ویروسی انسان را کلافه می کند .البته گاهی هم با اضافه شدن عوارض
شدت بیشتری دارد که نیاز به بستری شدن و استراحت کامل پیدا می کند.
بنابراین بهتر است برای پیشگیری از این بیماری شایع و
مضعف اقداماتی را مد نظر داشته باشیم تا گرفتارش نشویم:
1- تغذیه صحیح برای
داشتن یک زندگی سالم بسیار اهمیت دارد، برای پیشگیری از سرما خوردگی هم داشتن
تغذیه ای متعادل و سرشار از سبزیجات و انواع میوه بسیار مفید است . بخصوص در فصل
زمستان نباید از خوردن شلغم و مرکبات غفلت نمود.
2- استراحت کافی
می تواند سیستم ایمنی بدن را برای مقابله با ویروس سرماخوردگی آماده نماید ،پس خوب
و کافی بخوابیدومحل خوابتان هم گرمتر از بقیه منزل باشد.
3- زیاد پوشیدن
نمی تواند از نفوذ ویروس به بدن جلوگیری کند ،بلکه مناسب پوشیدن در این پیشگیری
بسیار مهم است،زیرا تغییر دما باعث بیماری می شود .این مسئله بخصوص در مورد کودکان
بسیار اهمیت دارد .در محل گرم باید از تعداد البسه کاسته شود.
4- از آنجاییکه ویروس سرماخوردگی در زمستان در همه حا پخش است باید مرتب دستهای خود را با آب
و صابون بشوییم و از دست دادن و روبوسی حدالامکان پرهیز کنیم.
5- ورزش را هیچ
وقت نباید فراموش کنیم .چون ورزش باعث تقویت سیستم ایمنی ما
می شود .البته
شرایط مناسب را برای ورزش در زمستان باید فراهم کنیم.
6- پوست در اثر
سرما خشک شده و ترک برمیدارد . باید در زمستان حتماً از کرم های مرطوب کننده
استفاده کنیم بخصوص برای بچه ها که پوست بسیار ظریفی دارند.
7- افرادی هم که
خیلی سرما می خورند ویا جزء جوانان بالای 65 سال هستند ، بهتر است با مشورت پزشک
از واکسن آنفلونزا استفاده کنند.این واکسن را بعد از دوماهگی، در تمامی سنین می
توان استفاده نمود ،اما مصونیت حاصل از آن موقتی است.
« سالم و شاد باشید»
با خودم فکر می کردم ،زبان فارسی چقدر
زیباست ،چه واژه های پرمحتوایی دارد
و این
واژه ها زمانی چقدر تأثیرگزار بودند؟
واژهای زیبایی مثل :عزت ،ایثار ، فداکاری ،ایمان ،مدرک
تخصصی ،کاغذ پاره ،وطن ،درستی، دروغ ،صداقت ،مردمداری ،زیاده خواهی ،فریب ،خود
خواهی ،اقتدار گرایی ،خود محوری ،انسان نمونه و ،................................
اما در حال حاضر چقدر معنای این واژه ها جابجا
شده اند؟
دروغ مترادف درستی ، شعار مترادف صداقت
، کاغذ پاره مترادف مدرک تخصصی، خود خواهی مترادف فداکاری،
واقعاً مسئولین ،نمایندگان ، نخبگان؟ دارند چه
بلایی سر واژها ، فرهنگ ،زبان فارسی و مردم می آورند؟
میگویند :اگر عزت می خواهیم باید گرسنگی بکشیم !در
حالیکه حضرت علی (ع) میفرماید :« آدم گرسنه ایمان ندارد» تا عزت بخواهد.
میگویند: برای خدمت نیاز به کاغذ پاره نیست ! در
حالیکه برای گرفتن همین کاغذ پاره ها خانواده ها از هستی ساقط
اما باید به صدای بلند گفت: مسئولین از
مردم رأی گرفته اند ،حقوق می گیرند ،وام و کمک بلاعوض صد میلیونی
باشد که ایمان مردم از این همه سرافرازی
که همه در سایه حکومت اسلامی حاصل شده ،قویتر و پایداری و تحملشان در برابر
مشکلات افزون تر گردد.
چون در غیر این صورت به اهداف انقلاب
،امام، خون شهداو میثاق مردم خیانت کرده ایم ........
|
|